خروج نظاميان آمريكايي از عراق فصل جديدي از تنش هاي سياسي را در عراق بدنبال داشته است كه ارتباط مستقيمي با سفر نخست وزير عراق به امريكا وديدار با اوباما در آخر سال 2011 داشته است.
كارشناسان سياسي اعتقاد دارند كه سفر هدفمند مالكي به آمريكا در راستاي اقناع كردن سران كاخ سفيد از دخالت سران العراقيه در انفجارهاي تروريستي در عراق داشته است و وي با ارائه اسنادي از دخالت مستقيم طارق الهاشمي معاون ريس جمهور در حمايت مالي و تشكيلاتي از تروريستهاي پرده برداشته است و بلافاصله بعد از بازگشت از عراق دستگاه قضايي عراق حكم دستگيري هاشمي را صادر كرده است.
العراقيه و سران مغرور آن كه در اين سالها با حمايت امريكايي و سعودي ها از هيچ كارشكني بر عليه دولت عراق و تضعيف نوري ماكي دريغ نكرده بودند؛تحت تاثير افكار عمومي عراق مجبور به فراري دادن هاشمي به اربيل نمودند تا بتوانند با تشديد اختلافات ودرگيري ميان اقليم كردستان و دولت مركزي از اين فضا بهره برداري نمودند و با ورود ناشيانه تركها به اين سناريو دولت نوري مالكي را تحت فشار قرار دهند و ناكامي شكست سياست خارجي تركيه در سوريه را در عراق جبران نمايند.
اهداف مالكي از ارائه ان سناريو عبارت است:
1-قرار گرفتن العراقيه و سران آن در موضع انفعالي
2-هماهنگي با امريكايي ها براي برخورداري از حمايت سياسي
3-ايجاد اختلاف در سياست راهبردي امريكا و عربستان در عراق
4-زمينگير كردن تروريستهاي و مهار موج ناامني در دراز مدت:اگرچه در ايام مصادف با اربعين حملات متعددي به مناطق شيعه نشين و زوارحسيني انجام گرديد.
5-پاكسازي دستگاه اجرايي از وجود نيروهاي العراقيه و ووابسته به اياد علاوي
6-ايجاد دسته بندي در گروه العراقيه و حاميان
با توجه به بحران ايجاد شده از حكم دستگيري طارق الهاشمي و عدم حضور نمايندگان و وزاري العراقيه در پارلمان و وزارتخانه هاي تابعه ؛اين احزاب متهم به همكاري با تروريسم درميان عامه مردم شده اند و جلسه اوليه برگزارشده براي خروج از اين بحران سياسي ؛و تاكيد ائتلاف قانون مبني بر لزوم محاكمه هاشمي و استرداد آن به دولت مركزي بغداد ؛نشان مي دهد كه حزب حاكم حاضر به صرفنظر از پيگيري دستگيري طارق الهاشمي نمي باشد و اقليم كردستان نيز كه ميزبان وي بعنوان ميهمان مي باشد در موضع گيري رسمي بر محاكمه تروريستها و استقلال دستگاه قضايي عراق تاكيد كرده است.
العراقيه و اياد علاوي كه تاكنون پيش نهادهايي را براي حل اين معضل ارائه داده است و با شكست مواجهه شده است با طرح مساله جايگزيني مالكي و انتخاب فرد جديدي از سوي گروه ائتلاف قانون درصدد بهرگيري از اختلافات درون شيعي ميان مجلس اعلا ؛صدريون با مالكي مي باشد و با تحريض آنها به انتخاب ابراهيم جعفري درصدد ايجاد توازن جديدي در عرصه سياسي عراق و جبران ضربه امنيتي زده شده از سوي نوري مالكي مي باشد. انتشار اخبار مبنی بر دستگیری طارق هاشمی و غسان الخزرجی" معاون استاندار دیالە و یکی از حامیان اصلی گروهک تروریستی منافقین، توسط نیروهای واکنش سریع و امنیتی عراق از عزم دولت نوری مالکی برای ریشه کنی تروریسم در این کشور حکایت می کند.
اياد علاوي در مصاحبه اختصاصي با شبكه العربيه از بازگشت عراق به جنگهاي طايفه اي و سياسي خبر داد و خواستار فشاراستان ها بردولت مركزي عراق به بهانه "فدرالي شدن استان ها "گرديد.رهبر العراقيه با انتقاد شديد از نوري مالكي نخست وزير عراق برخي از اقدامات وي را با دروان صدام تشبيه كرد و خواستار معرفي فردي جديدي بعنوان نخست وزير از سوي از سوي گروه حاكم " ائتلاف وطني" شد.اين مهره وابسته به عربستان با فرافكني ادعا نمود كه ايران ؛مسوول بخشي ازمشكلات عراق است و بايد در سياستهاي خود تجديد نظر كند!خروج از حاكميت و عدم شركت در جلسات مجلس نمايندگان بخشي از سناريوي اين حزب براي ايجاد بحران در كشور عراق مي باشد.
خشم دانشجويان انقلابي در ماه محرم 1390منجر به تجمع با شكوه در مقابل سفارت بريتانيا در تهران و ورود تعدادي معدود از معترضان به محوطه سفارت گرديد و باعث جنگ "سفارتخانه ها "ميان ايران و انگليس و در نهايت به بسته شدن سفارتخانه هاي دو كشور و خروج ديپلماتهاي طرفين منتهي گرديد.
اگر چه زواياي اين اقدام انقلابي بخوبي يراي آحاد مردم تبيين نگرديد و نيروهاي حزب اللهي و بسيجي از سوي برخي جريانات متهم به ايجاد بحران و بهانه دادن به غرب و آمريكا گرديدند ؛در بعد رسانه اي خارجي نيز انگ بي تفاوتي به موازين بين الملل و توافقنامه هاي كنسولي به كشورمان نسبت داده شد ؛اما نكته مهمي كه به آن كمتر پرداخته شد ؛ارتقاي غرور ملي و نمايش غيرت اسلامي ؛ملت ايران مي باشد كه درسده اخير با مداخلات مستقيم دولت انگليس و بعد از انقلاب اسلامي در غالب توطئه و تحريم نمود پيدا كرده است و در ساليان اخير با مداخله در امور داخلي و حمايت از فتنه گران و دشمنان جمهوري اسلامي در صدد ايجاد مانع در دستيايي به برنامه صلح آميز هسته اي و اعمال تحريم هاي تجاري و بانكي هستند.
در اينخصوص توجه به چند نكته باعث بصيرت و روشنگري خواهد شد:
1- كشور انگليس در قبال جمهوري اسلامي به هيچ وجه به تعهدات بين المللي پايبند نبوده است و اشغال سفارت جمهوري اسلامي در لندن در سال 1359 و به شهادت رساندن ديپلماتهاي ايراني بخشي از اين بي تعهدي ها دولت فخيمه بوده است. در دوران معاصر نيز علي رغم اينكه جكهوري اسلامي ايران داراي هويتي مستقر و حاكميتي مشروع در عرصه بين المللي و عضو سازمان ملل مي باشد ؛همواره مواضع خصمانه انگليس باعث خدشه به منافع ملي و حقوق اتباع ايراني شده است و تصرف چند دقيقه اي محوطه سفارتخانه جبران اشغال باغ قلهك نخواهد بود.
2-واكنش انفعالي كشورآمريكا و چند كشور غربي و تشكيل جلسه تشريفاتي شوراي امنيت به بهانه تصرف سفارت بريتانيا قبل از اينكه ناشي از خشم انقلابي دانشجويان ايراني باشد؛نشان از واهمه استكبار جهاني در ايجاد خدشه در چهره امپراطور پير مي باشد كه با توجه به خيزش اسلامي در منطقه خاورميانه و جهان اسلام ؛مي تواند بعنوان الگويي انتقامي مورد توجه اسلام گرايان و آزاديخواهان قرار گيرد كه قرنها از استعمارگران غربي و در اين ايام ازسياستهاي آمريكاي جنايتكار به ستوه آمده و قرباني توطئه سفارتخانه هاي انگليس و آمريكا شده اند.
3-شكست صهيونيسم بين الملل در حمله به سوريه و فروپاشي جبهه مقاومت ؛از ديدگاه غرب و آمريكا مرهون حمايتهاي جمهوري اسلامي مي باشد كه سياستهاي يكساله آشكار و پنهان آنها را براي ساقط كردن بشار اسد با شكست مواجهه ساخته؛و به همبستگي ملي در اين كشور منجر شده و دولت بشار اسد توانسته است با مهار اعتراضات به مقابله به شورشيان مسلح در حمص و چند شهر ديگر متمركز شود. از اينرو نظام سلطه و صهيونيسم بين المللي با اين حادثه در صدد پيوند دادن ايران و سوريه در تحريم هاي اخير خود برآمدند.
4-افكار عمومي قاطبه ملت ايران با حمايت از اين اقدام دانشجويان بايد به اين مهم رهنمون شود كه جمهوري اسلامي و ملت ايران همواره به تعهدات بين المللي در حفظ سفارتخانه ها و اماكن خارجي پايبند بوده اند و تردد آزاد اتباع اين كشورها در تهران و سراسر كشور نشان از ميزباني محترمانه ملت ايران دارد ؛ كه چنين فضايي هنوز براي ديپلماتهاي ايراني در برخي كشورهاي اروپا و آمريكا فراهم نشده است .
باسمه تعالي
"ان في قتل الحسين حرارة في قلوب المسلمين لا تبرد ابدا "
مقدمه :
این مقاله تحقیقی با توجه به کتب موثق تاریخ اسلام و منابع علمای تشیع نگاشته شده است و برخی از زوایای واقعه کربلا و نهضت ابا عبدالله الحسین (ع) مورد استخراج و تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
عظمت انقلاب خونین حسین ؛ نهضتی اجتماعی - سیاسی در تاریخ اسلام ایجاد کرده است که اثرات اسلامی هنوز هم باعث قوام دین و مذهب شده است. در این نوشتار حرکت سید الشهداء چه قبل از شکل گیری عاشورا و عزیمت به کربلا مورد توجه قرار گرفته است که می توان این ادوار را برشمرد:
1-دوران امربمعروف ونهی از منکر يا تبليغ : این برهه از سال 55 هجری با تبلیغات معاویه برای اخذ بیعت با یزید شروع می شود و ابا عبدالله (ص)در مقابل سیاستهای تبليغی و عوام فریبانه معاویه به روشنگری و آگاه کردن جامعه اسلامی و سران قبایل پرداخته است. تاکید بر غیر مشروع بودن حکومت امویان و لزوم بازگشت میراث پیامبر به جایگاه اصلی خود از عمده سیاستهای تبلیغی حضرت ابا عبدالله(ص) بوده است.
2-دوران مبارزه علنی :بعد از فشار امویان و معاویه بر سید الشهداء برای برسمیت شناختن حكومت معاویه و خلافت یزید،حضرت در خطبه ها و مواضع مختلف از انجام این بدعت امتناع ورزیده و مواجهه حضوری در کاخ اموی رسوایی معاویه را در حضور صحابه و مسلمانان انجام داده است.
3-دوران جهاد و شهادت: در این دوران با توجه به عزم یزیدیان برای دستگیری و قتل امام حسین (ع) در مدینه و کوفه ، حجت بالغه الهی بر مبارزه خونین و جهاد فی سبیل الله قرار گرفت و در راستای حفظ اسلام و سنت پیامبر؛جای خود را فدا نمودند. خروج از مکه و عزیمت به کوفه و شهادت در کربلا و اسیر شدن خاندان وحی بخشی از این دوره می باشد. با مروری بر واقعه کربلا و مطالعه تاریخ و مقاتل مختلفی که به بازگویی ابعاد قیام حسین بن علی و یارانش پرداخته اند؛ برخی وقایع تاریخی که منجر به بروز حادثه عاشورا و تحولاتی انسانی که در جریان نهضت کربلا ایجاد شده است ،ما را با ابعاد شگفت انگیز و سرنوشت ساز حماسه حسینی بیشترآشنا نموده چرا که با گذشت 1374 سال از خروج امام بر یزیدیان نهضت کربلا الگو بخش نهضتهای اسلامی - شیعی شده است.
تحقیقات متون مرتبط به واقعه کربلا نشان می دهد که انقلاب حسینی در مراحل مختلفی با رهبری سید الشهداء به مرحله بروز و ظهور رسید که اهم آن عبارتند:
1-مخالفت حسین بن علی با بیعت با يزيد و تبدیل استراتژی "صلح حسنی "به قیام حسینی"
در این برهه از نهضت اسلامی با توجه به انحرافاتی که در اساس دین اسلام ؛ سنت پیامبر و سیره علوی توسط شجره ملعونه بنی امیه بوجود آمده بود ،معاویه که در سال 41 هجری به خلافت رسیده بود در سالهای 53 به بعد درصدد کسب بیعت خواص و مردم برای فرزند خود معاویه برآمد و تا زمانیکه زنده بود ؛ زمینه خلافت یزید را فراهم کرد و تنها نتوانست بیعت چندین نفر را کسب نماید که بارزترین آنها حسین (ع) بود که میراث پیامبر و اهل بیت علیهم السلام را بر دست داشت. معاویه در وصیت خود به یزید به وی توصیه کرد که دردوران خلافتش به مقابله به حسین بن علی برای کسب بیعت نپردازد و در مقابله با مردم عراق و اعتراضات آنها به تغییرات حکومتی و مدارا با آنها اهتمام ورزد. حسین ،نوه پیامبر (ص) تا زمانیکه معاویه در قید حیات بود به مفاد صلح امام حسن (ع) پایبند بود و از جهاد در مقابل حکام جور امتساک کرد و زمانیکه یزید فاسق ،خلافت را بدست گرفت نه تنها با او بیعت نکرد بلکه در مواجهه با طاغوت تا مرحله جهاد و شهادت پیش رفت و رضایت الهی را قیام حسینی به ارمغان آورد. پاسخ حسین به معاویه در شام در رد خلافت یزید از چنان منطقی برخوردار بود که شایعات منازعات قبیلگی و قومی را زیر پا گذاشت " در حالیکه در اطرافت صحابه پیامبر حضور دارند،تو چگونه یزید را جانشین کرده ای ؟" سرانجام با فشارهای والی مدینه ولید بن عتبه که قصد دستگیری امام حسین را داشت ،حضرت شبانه در28 رجب سال 61 هجری از مدینه به قصد مکه خارج شد و به حج عازم شد.
2-مقابله با حکومت یزید و افشاگری ظلم و تحریفهای بنی امیه
حضرت سید الشهداء در مهاجرت به مکه با تنویر آفکار عمومی و مسلمانان در خطابه های بصیرت بخشی این اهداف را دنبال کرد:
الف:افشای مظالم حکومت معاویه
ب:بر ملاکردن توطئه های امویان بر علیه شیعیان ج:تاکید بر عدم صلاحیت یزید برای خلافت مسلمانان
در همین راستا با ارسال نامه هایی به سران قبایل اسلامی به روشنگری مردم عراق پرداخت و ايجاد همبستگي در ميان شيعيان کوفه و بصره ؛منجر به پيوستن آنها به قیام و مقابله با طاغوت گرديد.یزیدعیاش نیز برای سرکوبی نهضت حسيني؛گروه و لشگری را برای بیعت اجباري با امام حسین اعزام کرد و دستور داد با ايجاد فشار يا حضرت را دستگیر یا به قتل برسانند. نهضت بیداری حسین بن علی (ع) در مکه که بیش از چهارماه ادامه داشت و پایه های سست خلافت یزید را متزلزل کرد.
3-خروج از مکه و عزم جهاد
ناداني یزید تا حدي بود که حرمت مکه حرم امن الهی را نادیده گرفته ؛ باعث شد تا حسین (ع) که از عزم سفاکی بنی امیه برای کشتن اولاد پیامبر(ص) در کعبه با خبر شده بود در ایام حج واجب در روز عرفه از مکه خارج شود و ندای "ان شاءالله ان یرانی قتیلا " را سر داد. حضرت در خطبه مشهور خود درتبیین قیام حسینی تاکید کردند:
*بنی امیه به خاندان ما دشنام داده و اموالمان را مصادره کردند.
*بنی امیه و یزید خواستار ریختن خون من شدند و من از مدینه بیرون آمدم
*با کشتن من خداوند لباس ذلت بر آنها پوشانده و دشمنان را بر آنها مسلط می کند.
*ورود به کربلا و شهادت خواسته الهی است.
*اشتیاق حسین به مرگ همچون اشتیاق حضرت یعقوب به یوسف می باشد
*فراهم شدن زمینه امتحان و بازشدن بهشت برای طرفداران.
سیدالشهداء که در این تصمیم سرنوشت ساز از جد خود محمد بن عبدالله ،توسل جسته بود و حضرت را در خواب دیده بود که به سوی خود فرا می خواند؛ در عزم شهادت مصصم شد ."ان الامر لله یفعل ما یشاء و ربنا تبارک هو کل یوم هو فی شان "
4- روشنگری با صحابه و اتمام حجت با یاران
اراده الهی که در تحقق قیام حسینی قرار گرفته بود برای صحابه پیامبر و برخی خواص قابل درک نبود و لذا با شنیدن حرکت امام حسین (ع) به سمت کوفه ،بخش مهمی از توان امام به روشنگری و تبیین حرکت اسلامی خود اختصاص یافت و در همین راستا خطاب به ابن عباس اعلام کرد که ادامه نهضت به خواست پیامبر (ص) می باشد.
تبیین علل حرکت به سرنوشت الهی برای ابن عباس ؛ جابر عبدالله انصاری اصحاب پیامبر(ص) ومحمد حنفیه برادرش و روشنگری نهضت برای یاران و نزدیکان که درصدد جلوگیری از خروج امام به مقصد کوفه برآمده بودند و از پیامدهای شهادت حسین بن علی و خاندانش بیمناک شده بودند ؛نشان داد که باید به تنهایی پرچم ظلم ستیزی را به دوش کشید و در این مسیر نیرنگ منافقانه عبدالله زبیر از جنگجویان صدر اسلام که به حضرت وعده حمایت از حکومت درصورت عدم خروج از مکه را پیشنهاد داده بود ،در نهضت حسینی تاثیری نگذاشت.
5-امتحان کوفیان در خصوص پایبندی به بیعتهای خود
کوفیان و سران آنها که در این ایام نامه های بیعت زیادی را خطاب به حضرت فرستاده و خواستار حضور امام در کوفه و پرچمداری حکومت حق شده بودند؛ باعث شد تا بخش دیگری از راهبرد نهضت سید الشهداء به ارسال مسلم بن عقیل به کوفه و بررسی شرایط اجتماعی و سیاسی شیعیان و بیعت کنندگان گردد.
حسین که درراستای تحقق حکومت الهی به عنصر بیعت مسلمین نیز توجه داشت ، در طول حرکت در مسیر مکه – کوفه در موارد متعددی از طریق نمایندگان اعزامی خود و مسافرانی که در مناطق بین راه با آنان برخورد می کرد به کسب آخرین اخبار کوفه و وضعیت نمایندگان خود اقدام می کرد و درهمین اثنا بود که از طریق پیکهای عبوری و مسافران از جمله شاعر مشهور فرزدق از خبر شهادت مسلم و یقطیر و سپس دستگیری و شهادت قیس بن مصهر قرار گرفت و با شنیدن این اخبار آیه استرجاع "انا لله و نا الیه راجعون را " سر داد. نهضت حسینی وارد مرحله جهاد و خون دادن شده بود و حسین نمی خواست که خونهای پیشگامان نهضت به هدر رود و فرمود که زندگی بعد از این افراد دیگرمعنایی ندارد.
برخورد های ناجوانمردانه کوفیان با مسلم و دستگیریها و کشتارشیعیان که توسط ابن زیاد برای عقیم گذاشتن نهضت حسینی صورت گرفت باعث سرکوب بیعت کنندگان و شهادت یاران حضرت همچون مسلم بن عقیل ،هانی بن عروه ؛ قیس بن مصهر و عبدالله یقطر گردید.
یزیدیان که با محاصره حسین بن علی درصدد عقیم گذاشتن انقلاب حسینی بودند ،فکر می کردند که با محروم کردن حسین از یاران وفادار و شیعیانش می توانند در عزم وی برای سفر به کوفه خلل ایجاد کنند ،اما این کشتارسران اصلی قیام ابا عبدالله نیز نتوانست در عزم الهی مبارزه با فساد و طاغوت اموی خللی ایجاد کند.
ابن زیاد یا فرستادن حربن یزید ریاحی نقشه شوم دیگری را تدارک دید که بتواند کاروان سیدد الشهداء را گرفتار سرگردانی و بیابان نماید و در همین راستا تاکتیک " نه حرکت به کوفه و نه بازگشت به مدینه" را در دستور قرار داد.
حضرت ابا عبدالله در خطبه های خود که در سیر تاریخی واقعه کربلا ایراد شده است مکررا این بیعت شکنی ها را مورد سرزنش قرار داده است.
6- رویش ها و ریزش ها ي قیام حسینی
مورخان و صاحبان مقاتل که در خصوص واقعه کربلا و نهضت عاشورا به ثبت و ذکر تاریخ پرداخته اند در جریان حرکت کاروان حسینی با ذکر وقایع به تاثیراتی که این نهضت بر روی افراد و شخصیتها داشته است ؛پرداخته اند.
در طول حرکت کاروان امام حسین از مکه به کربلا که برخی مورخین از کاروانی 2500 نفره در ابتدای حرکت از حجاز خبر می دهند با حوادثی که روی می دهد این کاروان پالایش شده و در نهایت 72 نفر سپاه کربلا را تشکیل می دهند که به جان فشانی در راه اسلام به درجه شهادت با امام حسین نایل می شوند.
در طول نهضت حسینی که بنا بر اقوال مختلف کاروان امام حسین از منازل و مناطق متعددی عبور کرده است که از 17 منزلگاه تا 28 با توجه به مناطق جغراقیایی میان مکه تا نینوا متعدد بوده است ؛ در تاریخ ثبت شه است.
امام حسین و اصحابش با چندین گروه و جماعت در عبور از این مناطق روبرو شدند:
الف:ملاقات با سران قبایل وبرزگان قوم
در آستانه شکل گیری نهضت کربلا ؛امام حسین (ع) که عازم جهاد بود با افراد سرشناسی همچون بشر بن غالب اسدی ؛عبدالله بن مطیع العدوی ؛زهیر بن قین ؛عبدالله بن حر جعفی، ؛عمروبن لوزان (بنی عکرمه )؛ابوهرم (الرهیمه ) برخورد کرد و از انها برای پیوستن به لشگر حسینی دعوت و اتمام حجت کرد.
برخی از این سران قبایل که خود را از امام پنهان و یا برای عدم جهاد توجیه خانواده و فرزند ان خود را می آورند و برخی دیگر تنها به اعلان کمک مالی اظهار آمادگی می کردند ،با حضور شخصی امام حسین در منزلگاهشان روبرو شدند و به حمایت از حق دعوت می شدند و حضرت شخصا به تبیین علل قیام برای آنها می پرداخت.
در این میان نحوه پیوستن زهیر بن قین بجلی به سپاه امام حسین از میان این افراد از برجسته ترین نمادهای تربیتی اهل بیت علیهم السلام در دگرگونی روحی انسانهای غافل می باشد که در نهایت زهیر با جمعی از قومش به بالاترین مقام های انسانی دست یافتند و در عاشورا جان های خود را فدای ابا عبدالله ؛خون خدا نمودند.
ب-مواجهه با فرزدق شاعر: با توجه به شهادت مسلم بن عقیل و هانی بن عروه برخی از محبان که نمی خواستند این خبر را به امام بدهند در غالب شعر به شهادت فرستادگان امام به کوفه اشاره کردند که شعر فرزدق شاعر مشهور در تاریخ تبث شده است.
ج- استقامت سپاه امام حسین (ع):
در مسیر حرکت با توجه به رسیدن خبر شهادت مسلم و هانی در منطقه ای بنام "زرود "به امام و یارانش و سپس در منطقه "زباله " خبر شهادت قیس بن مصهر برخی از افرادی که برای دستیابی به غنیمت و مطامع دنیوی با لشگر همراه شده بودند ؛از سپاه امام حسین (ع) جدا شدند و فهمیدند که نزاع در پیش با دیگر نبردها تفاوت دارد و شهادت سرنوشت امام و اصحابش را رقم خواهد زد.
با توجه به توصیه هایی که از سوی سران قبایل و شخصیتهای بارز برای عدم خروج امام و مقابله با یزیدیان اموی و سفر به کوفه در این ایام مکرر از سوی برخی مصلحت اندیشان به امام ویارانش القا می شد ،اما اصحاب راستین امام و اولاد اهل بیت علیهم السلام که در لشگر ابا عبدالله حضور داشتند،اینگونه تبلیغات روانی و شایعات و انذارهای ساده لوحانه تاثیری در اراده ولی زمان و سلالله پاک پیامبر(ص) نداشت و حتی در برخی مواقع که یاران امام حسین در جریان شهادت مسلو و هانی قرار گرفتند به مقابله با لشگر ظلم مصمم تر شدند.
در همین راستا در تاریخ نوشته است که بعد از خبر شهادت مسلم بن عقيل برخی از افراد بنامهای "عبدالله بن مسلم "و" منذر بن المشعل اسدی" از حضرت تقاضای بازگشت نمودند که خاندان آل عقیل که در میان لشگریان امام بودند؛به طلب خونخواهی مسلم تاكيد نمودند و حضرت امام حسین فرمودند: "لا خیر فی العیش بعد هولاء"
در همين راستا امام حسین (ع) بعد از شهادت قیس بن مصهر در خطبه ای یاران خود را خواند و فرمودند:"هرکه می خواهد برود و برگردد و من در این سفر به سوی شهادت می روم و مردم عراق خیانت کردند".
حضرت سيدا لشهداء در مسير شهادتش كه بقاي اسلام منتهي مي گرديد با صبري جزيل بر مصيبتهايي كه در ايام جهاد و حركت لشگر بر ياران و اصحاب با وفايش پيش مي آمد؛استقامت كرده و با عدم انعطاف و سستي در مقابل سفاكي ها و جنايات امويان و يزيديان ؛سرانجام كربلا را به پاسداري از خون شهيدان نهضت حسيني ؛مي ديد.
7- تاکید بربرپایی نهضت حسینی با حمایت شیعیان
حضرت ابا عبدالله در راستاي بازشماري و افشاگری جنایات بنی امیه به شهادت صحابه پیامبر اسلام (ص) از جمله میثم تمار و رشید هجری اشاره داشته تا ماهیت ضد اسلامی معاویه و یزید را در برابر امیر مومنان علی (ع) و شیعیانش افشا نماید .يزيديان و طاغوتيان با دشنام ؛ کشتار و شکنجه شیعیان بعنوان استراتژی اموی ؛روی آورده بودند. حضرت امام حسین در مقابل شهادت فرستادگان خود فرمودند:
"اللهم اجعل لنا و لشیعتنا نزلا کریما و اجمع بیننا و بینهم فی مستقر من رحمتک انک علی کل شی قدیر"
سید بن طاووس می نویسد بعد از خبر شهادت مسلم و هانی حضرت امام حسین(ع) به سران شیعیان کوفه سلیمان بن صرد خزاعی؛مصیب بن نجبه و رفاعه بن الشداد نامه ای نوشت و به قیس بن مصهر داد تا به آنها برساند .در این نامه حضرت به شیعیان حرکت خود را به کوفه اعلان کرده بودند و این نامه اگر چه با دستگیری قیس به سران شیعیان کوفه نرسید اما با قیس در آخرین جملات خود قبل از شهادت به شیعیان خبر حضور آتی امام به کوفه را دادند و چه زیبا رسم امانتداری خود را به سرانجام رساند. ترفندهای حکام اموی و تبلیغات معاویه باعث شده بود تا جریانهای و افراد موثر شیعی نتوانند در سرزمین های عراق، حجاز و شام به یگپارچگی دست پیدا کنند و شیعیان کوفه نیز با وجود شخصیتهای بارزی همچون مختار ثفقی و سلیمان بن صرد نتوانتستند دررهبری شیعیان و زمینه سازی برای ورود امام حسین (ع) زمینه سازی کنند.
نباید از این نکته غافل شد که ترفندهای حکام بنی امیه و وحشگیری ابن زیاد در کوفه و بصره باعث شد تا جریان های شیعی در انزوا قرار گیرند و بخش عمده ای از فعالیتها و خطابه های سید الشهداء در راستای ایجاد وحدت در جریانهای شیعی قرار گرفت.
با بررسی نسب یاران و اصحاب امام حسین (ع) که در کربلا حضور داشتند و در عاشورا به شهادت رسیدند، اکثریت این افراد از شیعیانی بودند که برخی ازصحابی پیامبر(ص) و یاران علی (ع) بودند که درجنگهای اسلامی ؛لیاقت خود را به اتبات رسانده بودند و در رکاب امیر مومنان به جانفشانی پرداختند.
9- بازگشت و توبه حربن یزید ریاحي
ابن زیاد برای مقابله با قیام حسینی در برهه خروج امام از مکه به کوفه ؛حربن یزید را برای مهارقیام حسینی اعزام کرد و در منطقه ای بنام "ذو حسم "لشگر یزید مانع حرکت امام به کوفه گردید. امام حسین (ع) قبل از رسیدن به این منزل در بطن العقبه برای مدتی به خواب رفتند و در خواب دیدند که سگهای درنده و درمیان آنها سگی درنده تر به حضرت حمله ور شده اند و فرمودند:" ان الله لا یقلب علی امره"
امام به سپاهیان خود دستور داد که به برداشتن آب اقدام کنند و این برای این بود که در زمانیکه با لشگر حر مواجهه خواهند شد،لشگر حر دچار عطش و بی آبی گردیده و حسین و اصحابش با بزرگواری درس به یاد ماندنی به سپاهیان ابن زیاد و لشگر حر دادند.این اقدام امام در رفع تشنگی حر و یارانش تا آنجا موثر واقع شد که در زمان نماز جماعت امان از حر خواست که برای یارانش نماز برپا کند که آنها امتناع کردند و همگی به حسین بن علی(ع) اقتدا نمودند.
امام حسین با نشان دادن نامه های بیعت کوفیان به حر ،ماجرای عزیمت خود به کوفه را تبیین نمود و از میهمان شکنی و عهد شکنی کوفیان و سران آن ابزار شگفتی نمودند و فرمودند:"باید موقعیت خود را بشناسید و ما اهل بیت پیامبر (ص) هستیم " . حر که با اظهار معذوریت خبر داد که برای مانع شدن در حرکت قافله کربلا عازم شده است و ماموریت دارد تا امام را دستگیرو به نزد ابن زیاد بیرد. با مخافت امام و عدم تسلیم در مقابل حر، لشگر امام حسین نه راه پس و نه را ه پیش داشت و لذا به منطقه ای بیاباني بنام عذیب حرکت کرد و لشگریان حر نتوانسند در مقابل آنها بایستند.ابا عبدالله در پاسخ به مصلحت اندیشی حر که در صورت جنگ کشته خواهید شد فرمودند هرکه با ظالم همراهی کند ،شریک ظلم است و هواهای نفسانی باعث اطاعت شما از شیطان شده است که به فساد و تعطیلی حدود الهی روی آوردید.
با توجه به عدم تبعیت حر از ابن زیاد و فرستادن مالک بن نسر کندی جاسوس خاص ابن زیاد برای زیر نظر گرفتن اقدامات حر امام حسین به منطقه ای بنام عذیب روان شد .
حر تغییر رویه داد و مامور شد تا بر امام سخت بگیرد و لشگر در بیابان بی آب و پناه فرود آورد.
برخی از لشگریان از جمله زهیر بن قین پیشنهاد فرار به کوهها و مقابله با فرستادگان این زیاد دادند که امام فرمودند که مادر جنگ پیش قدم نمی شویم.
از اینجا بود که اما تصمیم گرفت از راه اصلی منصرف و ازراههای فرعی کاروان را حرکت دهد و طرماح بنی عدی الطایی بعنوان قافله سالار کاروان را به مناطقی همچون عراء و نینوا رهنمون ساخت . امام حسین در بدو ورود به کربلا آیه انا لله و انا الیه راجعون را خواندند فرمودند."اللهم اعوذ بک من الکرب و البلاء"
9- خاندان اهل بیت و همراهی با حضرت ابا عبدالله الحسین(ع)
وجود 18 نفر از فرزندان و نوادگان امامان معصوم در کاروان کربلا ،باعث شد تا امام درمقابله با یزیدیان مصمم تر شده و سخنان حضرت علی اکبر در خصوص حقانیت نهضت حسینی و بین نداشتن از مرگ از پاکی طینت و شجاعت فرزندان و نوادگان علوی در اين آزمون شهادتبار حکایت داشت.
برخی از این چهره هاي نوراني عبارت بودند:
*علی بن حسین بن علی بن ابیطالب مشهور به علی اکبر
*محمد بن مسلم بن عقیل از فرزندان مسلم
*عون بن عبدالله بن جعفر بن ابیطالب
*محمد بن عبدالله بن جعفر بن ابیطالب
*عبدالرحمن بن عقیل بن ابيطالب
*جعفر بن عقیل بن ابیطالب
*حسن مثنی بن الحسن از فرزندان امام حسن (ع)
*ابوبکر بن امیر المومنین (ع)
*عبدالله بن عقیل
*ابوبکر بن الحسن بن امیر الومنین (ع)
*قاسم بن الحسن بن علی بن ابیطالب
*عبدالله بن امیر المومنین
*عثمان بن امیر المومنین
*جعفر بن امیر المومنین
*عباس بن امیرالمومنین ابالفضل العباس
*علی اصغر
*محمد بن سعید بن عقیل بن ابیطالب
*عبدالله بن الحسین بن علی بن الطالب(ع)
حضور زینب کبری (س) در قافله که با ورود به کربلا نقش ممتازی گرفت باعث شد که شیرزن کربلا با دیدن حالات روحانی حسین بن علی و خواندن آیه استرجاع به شهادت برادرش واقف شود بگوید :"خبر از مرگ خود می دهی "و برای مدتی در میان زنان خیام صدای گریه و ناله بلند شد .
امام حسین به خواهرش سفارش به صبر به بردباری نمود تا دشمنان نتوانند از این موقعیت سوء استفاده نمایند و فرمودند :"از هم اکنون آغاز مصیبت شما فرا رسید و بردبار باشید،کودکان را ضجه و بلند گریه کردن منع کنید"
مورخین و ارباب مقاتل نوشته اند که حضرت سیدالشهداء رزو دوم محرم به کربلا وارد شدند.
10-اصحاب پیامبر(ص) که در واقعه کربلا به شهادت رسیدند
از عجایبی که در تاریخ وقایع کربلا باعث حیرت مسلمانان گردید، به شهادت رساندن تعدادی از صحابی گرانقدر پیامبر اسلام(ص) بود که به همراهی با امام حسین(ع) به قیام حسینی پرداختند. دشمنان اهل بیت علیهم السلام که به بهانه صحابه به پایمال کردن حق ولایت امیر مومنان پرداختند،در قبال شهادت صحابه با سابقه اسلام سکوت اختیار کردند و به شهادت رساندن صحابه و تابعین که افتخار همراهی با علی (ع)در جنگهای اسلامی را داشتند؛نشان از ظلم حکومت بنی امیه و طاغوت معاویه و یزید می باشد که یاران پیامبر را قتل عام کردند.
برخی از این اصحاب گرانقدرعبارتند:
*عبدالرحمن بن عبد رب الانصاری خزرجی ازاصحاب پیامبر و شاهدان غدیر خم
*عمار بن سلامه دالانی از اصحاب پیامبر و علی علیهما السلام
*سعد بن حرث؛ مولی علی بن ابیطالب (ع)
*حبیب ابن مظاهر اسدی
*زهیر بن قین بن قیس انماری بجلی
*انس بن حرث کاهلی اسدی
محرم الحرام 1344 مصادف با آذر 1390
همزمان با اجراي پروژه فروپاشي محور مقاومت ؛ نظام سوريه كه نقش مهمي در اين روند بواسطه تاثيرگذاري بر تحولات لبنان ؛فلسطين و ارتباط با جنبش هاي ضد صهيونيستي همچون حزب الله لبنان؛حماس ؛جهاد اسلامي و ديگر گروههاي مبارز ؛نزديك به يكسال است كه مورد هجمه سياسي - تبليغاتي استكبار جهاني و صهيونيسم بين الملل قرار دارد و تشديد فشارهاي اتحاديه اروپا ( فرانسه )و اتحاديه عرب ( عربستان – قطر) براي زمينه سازي تصويب قطعنامه شوراي امنيت و مداخله نظامي در سوريه ؛ وارد مرحله تازه اي شده است كه با سفر آلن ژوپه وزير خارجه فرانسه به آنكارا ؛سنارويي شبيه سازي شده از مدل حمله به ليبي در نزد افكار عمومي مطرح شده است . در سال 2011 كه بهار عربي باعث خيزش مسلمانان خاورميانه و سقوط سران عرب گرديد ؛آمريكا و غرب كه دچار سردرگمي از سرنگوني بن علي ؛مبارك و صالح شده بودند و اتحاديه عرب را در قضاياي حمله به ليبي ؛در حاشيه قرار داده بودند؛ با تشديد جنگ رواني بر عليه بشار اسد درصدد گسترش شورشهاي مسلحانه برآمدند و با پس از ناكامي در ايجاد اجماع بين المللي و برخورداري از قطعنامه شوراي امنيت بدليل مخالفت روسيه و چين در اين اواخر به برجسته كردن نقش اتحاديه عرب و مداخله تركيه در سرنوشت سوريه و ساماندهي اپوزيسيون برآمده اند.
آمريكا و صهيونيسم بين المللي كه با انقلاب مصر ؛ حسني مبارك متحد صلح نماي خود را از دست دادند؛با احساس مخاطره از آينده امنيت رژيم صهيونيستي و احتمال لغو قرارداد كمپ ديويد با همراهي دولت ساركوزي كه متحد مديترانه اي خود بن علي را از دست داده بود؛انگيزه مضاعفي را در گسترش مداخلات بين المللي و تحريف بهار عربي احساس كردند كه نحوه ساماندهي حمله به ليبي و كشتن قذافي و سپردن تحولات يمن به دست عربستان در همين راستا ارزيابي مي گردد. اين در حالي است كه در ماههاي اخير با وجود پذيرش روند اصلاحات اساسي توسط بشار اسد و پايان دادن به نظام تك حزبي "بعث " در سوريه كه بعنوان بخشي از تدابير براي پاسخگويي به مطالبات داخلي و مهار اعتراضات داخلي بود؛ اما نحوه مواجهه مخالفان و كشتار نظاميان و نيروهاي امنيتي سوريه ؛ باعث گسترش جنگ شهري در شهرهاي حماه ؛حمص و درعا شده است و تمركز كنوني مخالفان ؛ باعث تكرار همان سناريوي كه در سال 1982 نظام حافظ اسد را به پاكسازي شهر حماه شده وارد كرد؛نموده كه با همراهي شبكه هاي غربي ؛شبكه هاي الجزيره ؛ العربيه ؛بي بي سي عربي و برجسته كردن درگيري و خشونتهاي سياسي و ارائه تحليل هاي يكسويه درصدد تقليل اين درگيري ها به شكافهاي مذهبي همچون سلفي – علويون و همجمه به نظام جمهوري اسلامي در برپا نگه داشتن نظام بشار اسد مي باشند ؛وپخش اخبار تحريف شده از كمكهاي مالي تهران به دمشق ؛درصددتحريك بخشي ازمردم سوريه بر عليه ايران و زائران شيعي مي باشند و در حالي است كه تاكنون در تظاهراتها؛واكنشي از سوي معترضان و حتي مخالفان مسلح بر عليه جمهوري اسلامي و زوار ايراني كه به اين كشور سفرمي كنند ؛ مخابره نشده است و فضا سازيهاي رسانه هاي وابسته به وهابيت و غرب براي فضا سازي بر عليه جمهوري اسلامي ؛بي نتيجه مانده است.
نكته اي كه تحليل گران سياسي و رسانه هاي خبري قادر به درك آن نيستند ؛چرايي حمايت ملت ايران و حاكميت ؛از دولت قانوني سوري مي باشد؛ كه با تفوق اشتراكات فرهنگي بر ديگر عوامل سياسي ؛ وجود بارگاه مذهبي حضرت زبنب كبري (س) وبارگاه حضرت رقيه و سكينه سلام الله عليهما در دمشق باعث شده تا شيعيان ايران به اين منطقه اسلامي توجه خاصي داشته باشند و همسو شدن اين پيشينه با موضع گيري حافظ اسد و بشار اسد در حمايت از انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي در جنگ تحميلي با نظام بعثي صدام به اين استحكام استراتژيك افزوده است. از طرفي ديگر قرار گرفتن سوريه در جبهه اصلي مقاومت بر عليه اسراييل غاضب و صهيونيسم بين المللي باعث شده است تا در چند دهه گذشته جنبش هاي اسلامي حزب الله ؛حماس و جهاد اسلامي در منطقه خاورميانه به رويارويي نظامي با حملات نظامي رژيم صهيونيستي بپردازند و جنگ لبنان و جنگ غزه نتواند اين جبهه هاي مقاومت را متلاشي كند.
استكبار جهاني و سران سلطه كه متحدان سي ساله خود در مصر؛تونس؛يمن از دست داده اند و مهره هاي ديگر خود همچون قذافي ؛محمد ششم؛آل خليفه و آل سعود را نيز متزلزل مي بينند ؛براي ايجاد" توازن شكست" در خاورميانه به قدرت نمايي در امور ليبي و سوريه روي آورد اند تا جمهوري اسلامي برنده اصلي اين تحولات عربي – اسلامي نباشد و با تحقق سناريوي خارج شدن سوريه از دايره مقاومت ؛خلاي خارج شدن مصر از دايره صيونيسم جهاني ؛جبران گردد و با توجه به سرمايه گذاري گسترده ايران در سوريه و روابط تاريخي دوملت ؛با سقوط بشار اسد ؛سرنوشت "خاورميانه بزرگ " تنها به ضرر استكبار جهاني منجر نگردد و با بازي "باخت –باخت" ايران نيز ضربه پذير گردد و چون نظام سلطه متحدان اصلي خاورميانه اي خود را از دست داده ؛متحدان جمهوري اسلامي همچون دولتهاي بشار اسد و نوري مالكي در سوريه و عراق نيز را نيز ساقط نمايند.
با توجه به گسترش انقلاب اعراب به كشورهاي همچون بحرين؛ عربستان و كويت و سركوب مخالفان سياسي توسط حكام وهابي مسلك و نقش شبكه خبري الجزيره و العربيه در تلاش براي دامن زدن به اعتراضات و پخش زنده گزينشي تجمعات در شهرهاي مختلف يمن؛ليبي؛سوريه و بي توجهي به ديگر تحولات منطقه اي در اردن ؛كويت ؛مراكش ؛برخي از كارشناسان رسانه اي را به ارائه نظريه " ارتباط نظام سلطه با مالكان شبكه الجزيره" رهنمون كرده كه با پايان تاريخ مصرف رسانه اي اسامه بن لادن و پوشش خبري تحركات القاعده و طالبان افغانستان و پاكستان كه قريب به يك دهه اين شبكه رسانه اي را به منبع اصلي خبري عملياتهاي نظامي اسلام نماها و تروريستهاي هدايت شده مبدل كرده بود؛ آينده شبكه الجزيره و مخاطبان سنتي خود را در هاله اي از ابهام قرار داده است. دست اندركاران الجزيره كه از دوحه قطر درصدد ترسيم امپراطوري خبري خود به جهان مي باشند؛در پوشش اعتراضات مردم اين كشور به سانسور روي آورده اند و در مقابل اين فرضيه كه در صورت تسري انقلاب اعراب به عرب نشين قطر؛آيا به انعكاس اين تحولات روي خواهند آورد؟ باعث ايجاد ترديد در ادعاي گردش آزاد اطلاعات و اخبار توسط سران اين شبكه ؛شده است و براي پاسخ به اين سوال توجه كارشناسان مربوطه را به اين سوال معطوف مي كنيم با توجه مركزيت الجزيره در دوحه و فعاليت خبري الجزيره از كشور قطر؛از بدو راه اندازي اين شبكه چه حجم از اخبار از تحولات قطر و مطالبات مردم اين كشور به جهانيان مخابره شده است ؟
وضاح خنفر مدير مستعفي شبكه الجزيره با تشريح سياستهاي شبكه هاي تابعه الجزيره در قبال انقلابهاي عربي اعلام كرده كه اين شبكه در توليد اين انقلابها نقشي نداشته است و تنها واقعيات را منعكس كرده است و شبكه الجزيره حزب سياسي و شبكه اي اصلاحي وابسته به اقوام و يا آرمانهاي اسلامي و يا ضد لببرالي نمي باشد و در خصوص چرايي عدم پوشش تحولات بحرين نيز اذعان كرده كه در ابتدا اعتراضات ميدان لولو را در بخش هاي مختلف شبكه منعكس مي كرديم كه با تبديل ماهيت اعتراضي به ماهيت امنيتي - سياسي؛سياست شبكه تغييرپيدا كرده است .
اتهام تروريستي اخير باراك اوباما و وارد شدن عربستان سعودي در اين سناريوي طراحي شده؛نشان از ديپلماسي عمومي و پنهان ايالت متحده براي رويارويي با هژموني انقلاب اسلامي مي باشد كه در ساليان اخير با پروژه هاي " ايران هراسي " ؛شيعه هراسي " در سطح بين المللي ؛نمود پيدا كرده و با وتهديد رژيم صهيونيستي در حمله به ايران و از بين بردن تاسيسات هسته اي ؛مجددا در عرصه تبليغاتي و رسانه اي جهان در صدر اخبار و تحليل ها مطبوعات قرار گرفته و در عرصه افكار عمومي ؛سياستهاي خصمانه جرج بوش را در اذهان متبادر مي كند؛كه از ديدگاه حقوق بين الملل ناديده گرفتن حق حاكميت كشوري مستقل و دولتي مستقر همچون جمهوري اسلامي ايران ؛مي باشد.
اين سناريوي ناشيانه و ناپخته در حالي صورت گرفت كه تحليل گران سياسي و كارشناسان رسانه هاي خارجي از ماهها قبل شواهدي يا سيگنال هايي را در تحركات ديپلماتيك و عرصه رسانه اي دريافت مي كردند كه نشان از تشديد سياستهاي خصمانه آمريكا بر عليه جمهوري اسلامي و گذر از عرصه تقابلي "جنگ نرم " به عرصه "جنگ سخت " و اتخاذ گزينه تشديد تحريم ها و فضاسازي در طراحي پروژه حمله توهمي به ايران توسط اسراييل غاضب؛با پشتيباني ايالت متحده ؛فرانسه ؛انگليس (بخشي از كشورهاي عضو ناتو) و حمايت حكام ورشكسته و روبه زوال عربي و آل سعود ؛مي باشد.
سلسله تحولاتي سياسي كه در منطقه خاورميانه باعث شكست استراتژي ده ساله ايالت متحده براي مقابله با بهانه تروريسم و سيطره بر عراق و افغانستان و تحميل ضربات مرگبار به نظاميان امريكايي و اروپايي شده است ؛سران كم تجربه غرب را به تغيير استراتژي "مداخله نظامي" بر "مداخله سياسي "در كشورهاي اسلامي - شيعي مجبور كرده است تا با توجه به عدم توانايي پنتاگون و ناتو در تامين جنگ ؛اين هزينه هاي اقتصادي و تلفات نظامي ؛به شكست باراك اوباما و نيكولا ساركوزي در انتخابات رياست جمهوري آمريكا و فرانسه در 2012 منتهي نگردد.
امريكا و ناتو كه در حمله به افغانستان و عراق ( جهان اسلام )درصدد سركوب حركتهاي جهادي و حنبش هاي مقاومت شيعي بودند؛ به بهانه " القاعده" وارد افغانستان شدند و با ماجراجويي بن لادن و برجسته سازي رسانه نوظهوري همچون الجزيره ؛به كشتار طالبان و مردم اين كشور پرداختند و در مرحله بعدي با اشغال عراق ؛مهره خود صدام را ساقط كرده و با وعده تشكيل عراقي دموكراتيك درصدد سيطره بر نفت اين كشور و تنگ كردن حلقه محاصره ايران؛به كشتار و شكنجه مردم و شيعيان اين كشور پرداختند كه با همه هزينه هاي و تلفات وحشتناك مالي - انساني در حال ترك عراق مي باشند.
شكست ديپلماسي سياسي و راهبردهاي نظامي پنتاگون در دهه اول هزاره سوم كه منجر به شكست در نحقق استراتژي نظامي – امنيتي امريكا و غرب در منطقه خاورميانه و جهان اسلام شده است ؛در حالي است كه در مقابل جمهوري اسلامي با بهره گيري از پيشينه مذهبي - تاريخي ؛موفق به ترسيم سياستهاي منطقه اي خود در كشورهاي همسايه شده است و با اخراج منافقين خلق و تعطيلي اردوگاه اشرف از يكسو و ناامن كردن فضاي مناطق كردنشين از تحركات تروريستي پژاك ؛علاوه بر ايالت متحده ؛بلكه الترناتيوهاي مورد حمايت نظام سلطه را نيز زمينگير و متلاشي كرده است.
همزماني اتهامات تروريستي دولت آمريكا و انتشار گزارش سفارشي آمانو در خصوص فعاليتهاي هسته اي جمهوري اسلامي ؛نشان مي دهد كه صهيونيسم بين المللي با استفاده ابزاري از اهرم هاي شوراي امنيت؛ شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي هسته اي و گزارشگر حقوق بشر سازمان ملل متحد؛درصدد تشديد فشارهاي بين المللي بر جمهوري اسلامي در آستانه انتخابات مجلس و رياست جممهوري آتي مي باشند تا با متنشنج كردن افكار عمومي و جامعه ؛نظام اسلامي را مجبور به مصالحه با فتنه گران و خنثي كردن نقش شوراي نگهبان در رسيدگي به صلاحيت نامزدهاي سبزنما و عناصر كودتاچي و مردود شده نمايد؛تا بتواند با تاكتيك نفوذ از درون به استراثژي براندازي دست پيدا كند و لذا همه گزينه هاي تحريم؛ تهديد؛جنگ رواني و حتي مذاكره در دستور كار سران كاخ سفيد و كارشناسان سيا و پنتاگون قرار دارد.
عید بزرک الهی عید قربان بر همه مسلمانان جهان تهنیت باد.
تحليلگران سياسي و كسانيكه با تاريخچه جنبشهاي اسلامي و زمينه امواج آزاديخواهي در كشورهاي خاورميانه و شمال آفريقا آشنا مي باشند ؛ معتقدند پيروزي انقلاب اسلامي نقش مهمي در شكل گيري مبازات نهضتهاي اسلامي در جهان داشته است و با پيروزي جنبش النهضه در انتخابات مجلس موسسان در تونس به رهبري راشد الغنوشي ؛ وحشت عميقي؛ نظام آمريكا و غرب را فرا گرفته است و در محافل سياسي جهان ؛ از به ثمر رسيدن الگوي " خميني گرايي" در كشورهاي عربي سخن بميان آورده مي شود.
نگاهي به روند مبارزات اسلام گرايان با حكومت حبيب بورقيبه و بن علي در تونس نشان مي دهد كه سران غرب با فشار به سران وابسته خود در تعطيلي سفارت جمهوري اسلامي در تونس و تعيين ضرب الاجل اقدام به اخراج سفير و ديپلماتهاي ايراني در ابتداي دهه 1366 از اين كشور نمودند و به زغم خود با قطع ارتباط سياسي ؛مانع از صدور امواج انقلاب اسلامي گرديدند. پيروزي انقلاب اسلامي كه به تعبير حقوقدان فرانسوي؛ ويليام كاروشه باعث "شكوفايي انقلاب اسلامي در مرزهاي خارجي و منطقه خاورميانه "گرديده و بيداري اسلامي در كشورهاي مسلمان را در برداشته است ؛در كشور تونس از همان ابتداي دهه 60 با فعاليتهاي انقلابي ؛ راشد الغنوشي در تونس وارد مرحله مبارزاتي گرديد و مجاهدان در مصر؛ الجزاير با الگوگيري از انديشه هاي امام خميني (ره) و جنبش اخوان المسلمين ؛ با نظام غرب بخصوص استعمار فرانسه وارد مبارزه گرديد كه با دستگيري و سركوب جريان اسلامگرايي؛انقلاب مردم تونس در نهايت بعد از سه دهه بثمر نشست و طليعه اي بر سقوط ديگر نظامهاي استبدادي و موروثي عربي گرديد.
امروز با پيروزي راشد غنوشي در تونس تعبير غربي "بهار عربي " به تعبير اسلامي "بيداري اسلامي " تفوق پيدا كرده است و با توجه به سقوط مبارك در مصر ؛ مرگ قذافي در ليبي ؛ انقلاب دربحرين ؛جنگ داخلي در يمن و متزلزل شدن پايه هاي حكومت عربستان ؛اردن و مغرب ؛سران فاسد عربي؛ نوبت به نوبت به گورستان تاريخ سپرده مي شوند و زمينه شكست دولتهاي ساركوزي و اوباما در انتخاباتي آتي ريس جمهوري فرانسه و ايالت متحده از هم اكنون قابل پيش بيني مي باشد.
سران نظام سلطه و استكبار جهاني براي جلوگيري از گسترش بيداري اسلامي و تسري امواج انقلاب اسلامي به ديگر كشورهاي خاورميانه واسلامي با تغيير در استراتژي و تاكتيكهاي سلطه جويانه خود در صدد تشكيل نظام هاي وابسته به خود در منطقه ؛ مصادره انقلابهاي عربي و مهار طغيان مسلمانان مي باشند و اين راهبرد ها را اتخاذ خواهد كرد:
1-جلوگيري از حضور جنبشهاي اسلامي و شيعي در مبارزات انتخاباتي آتي كشورهاي اسلامي - عربي
2-ايجاد تاخير و مانع در برگزاري انتخابات آزاد و شفاف در مصر؛بحرين؛يمن ؛اردن و ...
3- تلاش براي تحريف انقلاب مردم ليبي براي جلوگيري از شكل گيري دولتي اسلامي بر پايه قرآن و شرع و مهار انقلاب و خيزش هاي اسلامي در سطح جهان اسلام
4-تشكيل حزبها و ساماندهي گروههاي وابسته به آمريكا و غرب براي رقابتهاي انتخاباتي با جريانهاي اسلام گرايي و تداخل در امور انتخاباتي اين كشورها با تقلب ؛ تطميع و تبليغات رواني
5-ترور سران احزاب و شخصيتهاي اسلامي تاثيرگذار و مخالف با نظام سلطه جهاني و صهيونيسم
6- تشديد پروژه" ايران هراسي" و" شيعه هراسي" در كشورهاي حاشيه خليج فارس
7-تلاش براي عدم الگوگيري از مدل حكومتي جمهوري اسلامي و نظام مبتني بر ولايت فقيه
8-تشديد تحريم هاي اقتصادي ؛سياسي و فرهنگي جمهوري اسلامي براي ايجاد نارضايتي مردمي
9-تلاش براي سقوط نظام بشار اسد و نوري مالكي در سوريه و عراق بعنوان متحدان جمهوري اسلامي
10-تشديد تهاجم فرهنگي ؛ رسانه اي و ماهواره اي براي تغيير افكار عمومي جوانان و نوجوانان ايراني
11- تلاش براي مقابله با نفوذ حزب الله لبنان و جنبش حماس و جهاد اسلامي درميان مردم و اعراب
12-برجسته كردن بديل" دولت تركيه "بعنوان نظام مطلوب كشورهاي عربي - اسلامي براي ناديده گرفتن الگوي انقلاب اسلامي
اگرچه برخي از كارشناسان سياسي ؛مبداء خيزش اعراب را به انقلاب مردم تونس نسبت مي دهند ؛اما برخي ديگر معتقدند كه ناتواني سران استكبار جهاني و صهيونيسم بين الملل در براندازي نظام جمهوري اسلامي در سال 1388 كه وارد فاز عملياتي گرديد؛باعث شد امواج انقلاب اسلامي و انديشه هاي امام خميني (ره) با درخشش بيشتري به جهانيان صادر شود و مسلمانان و شيعيان با اقتدار فزآينده جمهوري اسلامي ؛خون تازه اي دررگهاي خود احساس كردند و با رهبري امام گونه ؛آيت الله خامنه اي ؛زمينه بازگشت جهان اسلام به هويت اسلامي خود طنين انداز شده است.
بعد از حمله آمريكايي ها به مخفيگاه بن لادن و كشته شدن سركرده شبكه القاعده كه ماهها سوژه خبري رسانه هاي گروهي جهان قرار گرفت ؛با پخش تصاوير نحوه كشتن قذافي ديكتاتور ليبي ؛مجددا اين امواج تصويري ؛رسانه ها و شبكه هاي خبري را بخود مشغول كرده است و سرنوشتي شومی را براي سرهنگ رقم زد.
اگر انقلاب اعراب و خيزش اسلامي در تونس منجر به سقوط رژيم هاي طاغوتي و خودكامه عربي همچون تونس ؛مصر ؛يمن گرديد و پايه هاي آل سعود؛آل خليفه ؛محمد ششم را به لرزه درآورده است ؛اما نظام سلطه و استكبار بين المللي با فراري دادن بن علي؛حسني مبارك و عبدالله صالح بنوعي به حفظ جان
" مهره هاي سوخته" خود وفادار ماندند و با توجه به اينكه خشم مردم اين كشورها بخاطر عمق جنايات و سركوب؛ بيشتر از جنايات قذافي بوده است ؛اما امكان كشتن اين سران فراري فراهم نگرديد و با اعدام انقلابي قذافي كه با چراغ سبز ناتو؛آمريكا و فرانسه صورت گرفته است ؛سنت شكني در روند قتل و اعدام سران اعراب به مردم خاورميانه داده شد تا ديگر سران مستبد را به سرانجام مشابهي؛ همچون قذافي رهنما سازند.
نحوه حمايت استكبار جهاني و نظام سلطه غرب و شرق از شاه ملعون كه در آستانه پيروزي انقلاب اسلامي فراري داده شد و به تقاضاي استرداد اين مهره وابسته نيز پاسخي داده نشد و نحوه مواجهه با صدام ؛ مبارك و صالح نشان مي دهد كه كشورهاي مدعي حقوق بشر و دموكراسي آمريكايي در برخورد با سران وابسته به خود به معيارهاي دوگانه اي را اعمال مي كنند كه با قتل ريس جمهور ليبي به دست انقلابيون ؛فرصت بروز خشم عربي براي مردم خاورميانه و عربي فراهم شده است و اين رشته تا اضمحلال ديگر سران فاسد و مستبد عربي پيش خواهد رفت.
به عقيده نگارنده نظام آمريكا و غرب و دستگاههاي نظامي و جاسوسي وابسته با مديريت نحوه كشتن معمر قذافي و فرزندانش مرتكب اشتباهي جبران ناپذير و شكل گيري الگوي انتقامي در ابراز خشم انقلابيون و مردم مسلمان شدند كه سرنوشت مشابهي در انتظار شارون ؛صالح و ال خليفه متصور است. در منطق قرآني هلاكت سران كفر و استكبار؛ وعده الهي مي باشد كه با مرگ فرعون و زوال اقوام فاسد به مسلمانان درس ظلم ستيزي داده شده است .
فرافكني و یا به تعبیر رهبری انقلاب اسلامی "دیپلماسی شیطنت " دولت آمريكا بر عليه جمهوري اسلامي و ايراد اتهاماتي مبني بر توطئه براي قتل سفير عربستان سعودي در واشنگتن و طراحي حمله به سفارت رژيم صهيونيستي؛ در حالي در صدر اخبار شبكه هاي خبري غرب و رسانه هاي صهيونيستي قرار گرفته كه بخشي از "عميلات رواني" در تحقق "سناريوي ايران هراسي " ارزيابي شده است. اين در حالي است كه كشورهاي شكل دهنده اين سناريو (آمريكا؛عربستان و رژيم صهيونيستي ) در خيزش اسلامي و انقلاب عربي ؛ متحمل بيشترين شكست سياسي در منطقه خاورميانه و گرفتار " خشم مسلمانان " شده اند و با دست دادن اقتدار خود در مصر؛تونس ؛يمن ؛بحرين ؛متحدان استراتژيك خود همچون بن علي؛مبارك ؛قذافي ؛صالح را ازدست داده اند و به مرور زمان مهره هاي ديگري همچون آل خليفه ؛ محمد ششم و ابومازن از دست خواهند داد و "خاورميانه اسلامي " بدون نقش آفريني اين رژيم ها و با خروش مردم منطقه در حال شكل گيري مي باشد.
در همين راستا با تحريك اوباما ؛ تعدادي از مقامات آمريكايي ؛ سران غربي و مقامات عربي كه در اين سالها مقهور تدابير امنيتي – سياسي نظام جمهوري اسلامي شده بودند ؛همچون كاميرون ؛ساركوزي ؛جو بايدن؛سوزان رايس ؛ دبير اتحاديه عرب؛ سعود الفيصل وزير خارجه عليل عربستان با موضع گيري ناشيانه اهداف اصلي طرح خود را بروز دادند و با فضا سازي ايجاد شده به مرتبط كردن ادعاهاي امارات متفرقه عربي در رابطه با جزاير سه گانه؛ دستگيري شبكه جاسوسي ايران در كويت ؛حمايت از مردم و شيعيان بحرين در نهايت ايران اسلامي را به "دخالت در امور كشورهاي عربي" متهم كردند و عصبانيت خود از خروش اسلامي مسلمانان و اعراب در كشورهاي اسلامي را از جمهوري اسلامي ؛گرفتند.
اگر بخواهيم به شكستهاي سياسي و ضعف ديپلماسي كه اين كشورها در اين ايام با آن مواجهه شده اند ؛اشاره كنيم ؛ در تحليلي جامع كشورهاي ابرقدرت بنوعي كنترل ايادي و متحدان خود در جهان را از دست داده اند و در خصوص ايالت متحده ؛خروج مصر از دامان آمريكا و غرب و تبديل شدن اخوان مسلمين و جنبش هاي آزادخواهي به گروههاي فعال سياسي؛ باعث بخطر افتادن حاكميت رژيم صهيونيستي و احتمال لغو معاهده كمپ ديويد شده است و پس از سقوط مبارك ؛ هنوز استكبار جهاني موفق به ترميم اين "زخم عميق "نشده اند و با روي كار آوردن شواري نظامي ؛درصدد مصادره انقلاب مصر و سركوب جريانهاي اسلامي و ضد صهيونيستي در اين كشور مي باشند . از طرف ديگر ناتواني باراك اوباما در براندازي نظام بشار اسد علي رغم حمايتهاي نظام غرب و شكست مجدد روند در مذاكرات صلح اسراييل و فلسطين كه به اعلام يكجانبه "تشكيل كشور فلسطين " در سازمان ملل منجر گرديد ؛ توام شدن اين ناكامي ها با خروج نظاميان آمريكايي از عراق در پايان سال 2011 ؛ ناتواني نيروهاي ناتو در تامين امنيت در افغانستان ؛اختلاف با دولت پاكستان ؛ همه و همه دولت آمريكا را به جنون ادواري و فرافكني مجدد بر عليه جمهوري اسلامي سوق داده است .
در خصوص همراهي عربستان سعودي با اين سناريوي مضحك نيز بايد توجه داشته باشيم كه ناتواني آل سعود در سركوب انقلاب شيعيان بحرين و مهار خيزش مردمي بر عليه عبدالله صالح در يمن ؛ علايمي از ناتواني در ايفاي نقش سنتي "خادمين حرمين شرفين" در ميان كشورهاي عربي مي باشد كه اين پادشاهي "جايگاه ميانجيگري" خود در مناقشات خاورميانه را از دست داده و هم اكنون به مامن؛ سران فراري كشورهاي عربي تبديل شده است .كارشناسان سياسي افول آل سعود و ملك عبدالله در صحنه منطقه اي را زماني مي دانند كه مداخلات عربستان در لبنان نتوانست در مقابل تاكتيكهاي مقاومت اسلامي ؛ پيروز شود و حمايت از مهره جنجالي سعد حريري ؛منجر به فرار وي به فرانسه گرديد و در عرصه ديگري با شكست در تحميل اياد علاوي بر مردم عراق بعنوان نخست وزير ؛مجددا ناتوان ماندند و در اين اواخر در به زانو درآوردن كشور عربي سوريه در مقابل خواسته هاي شورشيان معترض نيز شكست خورده اند و با مداخلات خود بسياري از اعراب از جمله مردم بحرين ؛ سوريه ؛مصر و يمن در شعارهاي خود پايه هاي پادشاهي عربستان را به لرزه انداخته اند.
رژيم صهيونيستي كه به عنوان ضلع پنهان اين سناريو به تحريك گري مشغول مي باشد؛آنچنان در عرصه بين المللي ناتوان شده است كه موجوديت صهيونيستي آن توسط ايران به چالش كشيده شده است و با برهم خوردن توازن امنيتي اين كشور با مصر و تركيه ؛مجبور به تن دادن به خواسته جنبش اسلامي حماس در مذاكرات تبادل صدها اسير فلسطيني با گليعاد شليط نظامي فرانسوي – اسراييلي شده است و بازنده اصلي بهار اعراب بحساب مي آيد.
در مقابل افول نظام سلطه جهاني و كاهش نفوذ سياسي آمريكا و نفوذ معنوي عربستان در منطقه خاورميانه و كشورهاي اسلامي ؛اقتدار جمهوري اسلامي بصورت فزآينده در عرصه خاورميانه در حال شكوفايي است و پس از ناتواني استكبار جهاني و فتنه گران داخلي در براندازي نظام اسلامي در ساليان اخير؛ نور جمهوري اسلامي مرزهاي جغرافيايي را در نورديده است و همزماني صدور پيام معنوي انقلاب اسلامي با گسترش فعاليتهاي صلح آميز هسته اي ؛باعث وحشت دشمنان ملت ايران شده است.
اگر چه هنوز رسانه هاي خبري وابسته به غرب و وهابيت همچون شبكه هاي العربيه ؛سي ان .ان ؛فرانس 24 كه بعنوان اهرم رسانه اي پروژه "ايران هراسي " وارد اين عرصه جنگ نرم شده اند؛ در حال شايعه پراكني و گسترش تبليغات رواني بر عليه جمهوري اسلامي و تبديل اين موضوع به نزاعي شيعي – سني ؛ مي باشند ؛ اما خيزش انساني در ايالت متحده ؛ ريس جمهور بي خرد و دولتمردان اين كشور را " متوحش"كرده و ناتواني در مهار بحران هاي اقتصادي داخلي و جنبش وال استريت ؛ منجر به سردرگمي و بروز جنون زود رس شده اند ؛ و همين شبكه هاي خبري در تحليل هاي خبري خود مجبور به اذعان به تشكيك در اين فرافكني و ارتباط احتمالي فردي معلوم الحال بنام منصور ارباب سيار با ماموران ايراني شده اند ؛كه با عدم اجابت جامعه بين المللي از دعوت وزيرخارجه آمريكا براي همراهي در محكوميت ايران و عدم توجيه حقوقي در مطرح شدن اين موضوع در شوراي امنيت سازمان ملل؛ نشانه هاي زودرس شكست اين پروژه در حال نمايان شدن است و تهديد هيلاري كلينتون به "ضرب شصت نشان دادن به ايران" و موضع گيري تكراري جو بايدن مبني بر اينكه" همه گزينه ها بر عليه ايران مفتوح است " از شدت گيري مجدد دشمني استكبار جهاني و توطئه هاي صهيونيسم بين المللي ؛حكايت دارد.
نبايد از منظر حقوق بين الملل اين موضوع را ناديده گرفت كه دستگاه دادگستري آمريكا در سالهاي اخير با محكوميت مسلمانان به تروريست و صدور احكام بي پايه قضايي(زندان گوانتانامو) و در قضيه اخير رسوايي اخلاقي ريس بانك جهاني استروس خان ؛اعتبار احكام دادگاههاي آمريكا را با چالش مواجهه و منظر حقوقي آسيب پذير كرده است كه با واردن شدن حقوقدانان فرانسوي به دفاع از اين شهروند ؛سناريوي اوباما – ساركوزي در خارج كردن رقيب انتخابات آتي رياست جمهوري فرانسه ؛با شكست روبرو گرديد و در اتهامات وارده به جمهوري اسلامي نيز مي توان با پيگيري حقوقي اين شانتاژ ؛شكست ديگري به امپرياليسم فرسوده وارد كرد. در اينخصوص در آينده خواهيم پرداخت.
محفل شاه خراسان-جزيره زنگبار-جمهوري متحده تانزانيا
محقق و نويسنده :ياسر كنعاني
يكي از اماكن تاريخي متعلق به شيعيان جهان كه داراي قدمت تاريخي و سابقه ديرينه مي باشد؛وجود مكاني تحت عنوان "محفل شاه خراسان "درمنطقه سنگي شهر زنگبار "كيوانجاني " مي باشد كه شيعيان شرق آفريقا ؛خاطرات زيادي از كرامات اين حسينيه ياد مي كنند. با توجه به بعد مسافتي كه در سده هاي گذشته امكان زيارت حرم رضوي و عتبات عاليات را از شيعيان بومي آفريقا و مهاجران ايراني سلب كرده بود؛محبان اهل بيت عليهم السلام با ساخت ضريح نمادين مرقد امام رضا (ع) در اين مكان از راه دور به حضرت ثامن الحجج عرض سلام و اردات مي كردند و حاجات خود را طلب مي كردند.
اين مكان كه بعنوان بخشي از ميراث متروك جهان تشيع در بلاد زنج قرار گرفته از طرفي ديگر محل عزاداري حضرت ابا عبدالله الحسين (ع) در ايام محرم و صفر بشمار مي آيد و هر ساله در ايام اربعين حسيني؛ پذيراي سوگواران از سراسر جهان مي باشد و سنت مرسوم "عاشورا در شهر دارالسلام و اربعين در شهر زنگبار "را زنده نگه داشته است. نحوه عزداراي شيعيان كه شامل سينه زني؛زنجير زني ؛نوحه خواني؛اطعام ؛دادن نذري؛روضه خواني مي باشد از مهمترين ميراث برجاي مانده از جمعيتهاي شيعي ايرانيان و مهاجران هندي تبار مي باشد كه هنوز هم اين تاريخ شفاهي در ميان مردم اين منطقه وجود دارد .
برخي از تحقيقات انجام شده از نحوه ورود تشيع به سرزمين زنج "زنگبار" نشان مي دهد با توجه به اينكه اين كشور در مجاورت اقيانوس هند قرار داشته و بندرقديمي بوده است؛دريانوردان و خدمه كشتي هاي باري كه در اين مناطق تردد مي كردند؛در ايامي كه از ايران و مناطق خود دور بودند و مصادف با ايام محرم و اربعين بوده ؛در اين كشور با برپايي مراسم سينه زني نوحه خواني به ياد مظلوميت اهل بيت عليهم السلام نوحه خواني مي كردند و هنوز هم سبك "سينه زني بوشهري "در ميان شيعيان در اين كشور وجود دارد و مداحان با خواندن اشعار فارسي ؛عزاداراي مي كردند كه برخي از بيت ها همچون :"نور چشمان زينب ؛علي اصغر زينب " هنوز هم به گوش مي رسد. در پايان مراسم دادن نذري "آبگوشت " و "پختن حليم" در روز چهلم امام حسين (ع) ترديدي براي ما در اين سفر تحقيقي باقي نگذاشت كه ايرانيان با ورود مذهب تشيع به زنگبار بر ديگر جمعيتهاي شيعي ؛تقدم داشته اند و اين تبادل فرهنگي به قدري تاثيرگذار بوده است كه حتي در طبخ غذاي مراسم شيعيان هندي تبار و بومي اثر گذاشته است .
محققان و شيعه پژوهان بايد با حفظ ميراث معنوي و مرمت آثار و امكان تاريخي در راستاي ثبت اين گنجينه هاي بشري گام بردارند و با نگارش تاريخچه اينگونه امكان مذهبي در مستند كردن تاريخ شفاهي اجداد خود تلاش نموده و به نسل هاي بعدي منتقل نمايند تا گذر زمان و حوادث طبيعي ؛خاطره اين شعائر الهي را در اذهان زنده نگه دارد.
http://www.tabnak.ir/pages/?cid=24868
*در اربعين حسيني با سفر به كشور تانزانيا و زنگبار به همراه آقاي مهدي نادعلي زاده در سال 2008 ميلادي امكان بازديد از اين حسينيه فراهم گرديد و شيعيان محلي با استقبال از ما ؛فرصت حضور در مراسم عزاداري را فراهم كردند .